کد خبر: ۴۱۰۵۷۴
تاریخ انتشار: ۰۵ مهر ۱۳۹۶ - ۲۲:۵۸
شهدای نام حسین
سيدحسين بالدار فرزند سید علي محمد در سال 1315 در سوق متولد شد با الهام از فضاي حاكم بر خانه پدري و براي زنده نگه داشتن سنت اسم گذاري و به ياد آن به دست كربلاهاي سوخته دلان عاشق كربلا و اهل بيت در آن سالهاي سياهي و حاكميت يزيديان پدر نام او را حسين گذاشت .
مختصری از زندگینامه شهید سيدحسين بالدار

نام شهید : سيدحسين

نام پدر : سید علي محمد

تاریخ تولد : 1315

محل تولد : سوق

تاریخ شهادت : 66/5/19

محل شهادت : منطقه نفتی گچساران

زیارتگاه : گلزار شهدای سوق

زندگينامه

بسمه تعالي

قل ان صلاتي و نسكي و محياي و مماتي الله رب العالمين

بگو همان نماز و روزه و زندگي و مرگ من براي خدايي است كه پروردگار جهانيان است .

اين چند كلمه اي كه بعنوان زندگي نامه از آتش دلمان بر اين صفحات بي جان جان مي گيرد در مورد دلاور شيردلي است كه به قول سالار سپاه عشق اگر تمام دنيا جمع شوند كه او را توصيف كنند قادر نخواهد بود راستي مگر مي شود از حسين سخن گفت ! خامه را چه مقدار كه به توصيف عارف دلي بپردازد كه آفتاب به پيشش كرم شب تاب هم نمي ماند . اينك به ياد زندگيش كه مي افتيم و به يادش مي گوييم بغض گلو را مي فشرد و لرزشي دل از سر سوز بي طاقتمان مي كند و هر بار كه به يادش مي افتيم حال دگري مي خواهد

دل خواهد دلدار شب خواهد شبدار

اما فردا و فرداها ،‌آنگاه كه بشود انفجار دل را نگه داشت و غم و اندوهش را به وسعت كهكشانها ترسيم كرد خواهيم گفت كه حسين مظلومانه شهيد شد . آري سخن از مردي است كه سراسر زندگيش حسين گونه بود . او موجي بود كه در درياي عشق جوشيد و به شوق ساحل آزادگي خروشيدن را در مكتب جدش آموخت . او چون شمعي بود كه به شبهاي عاشقان خراب كه هميشه پي شكست سياهي مي گشت او عاشق تبداري بود كه همچون لاله لباس سرخ را پوشيد .

بلي سيدحسين بالدار فرزند سید علي محمد در سال 1315 در سوق متولد شد با الهام از فضاي حاكم بر خانه پدري و براي زنده نگه داشتن سنت اسم گذاري و به ياد آن به دست كربلاهاي سوخته دلان عاشق كربلا و اهل بيت در آن سالهاي سياهي و حاكميت يزيديان پدر نام او را حسين گذاشت . او با نغمه هاي روح بخش معنويت به دنيا آمد و در سايه خانه اي بزرگ شد كه سحر با نواي روح بخش كلام الله قرآن مجيد و نواي خوش پدر ، دوگانه اي بهر يگانه بجاي مي آوردند . او كودكي را در مكتب كوچك و ساده پدر و فراگيري قرآن مجيد گذراند . براستي كه براي آدمي وصف بسياري چيزها شايد غيرممكن باشد . افتادن رزمنده اي بر بستري از خاك و چكه چكه كردنخون سر او بر خاكهاي نرم جنوب و غرب يا آهن پاره هاي كارخانه يا فرش مسجد و لبه محراب را چه كسي مي تواند وصف نمايد . در زندگي شهيد بالدار نيز و هر شهيدي ديگر وصف نشدني است او در سالهاي جواني همراه ديگر برادران بناي زندگي را بر برادري گذاشته و هميشه پرتلاش و مجاهدي خستگي ناپذير بود چرا كه همان كسي كه براي خانه اش تلاش نمايد مجاهد راه خداست . براي معاش خانه و زندگي سالها در سفر و خضر ،‌غربت و وطن در شركتهاي مختلف به كسب و كار مشغول و جواني را در زهد و طاعت و معاش براي معاد گذراند . او در خانه و بين مردم اخلاق خاص و مبارزي داشت . مطالعه كتب مذهبي در حدي وسيع و جملات و سخن گفتن وي همه و همه نشان از بالايي سطح معرفت ايشان داشت و در بين برادران و خويشان و اقوامان او هميشه براي همه نشانه بود . اين از ناله هاي جانسوز خواهران و دختران و زن برادران و اقوامان شهيد كه او را در شعرهاي خود ستون خانه ناميدند آشكار است . كساني كه با وي آشنايي دارند مي دانند كه او به مصداق نمن كان يرجوا لقاء ربه به ملاقات پروردگارش دل بسته بود و در تلاش بود تا با انجام اعمال صالح خود را به جوار قرب نزديكتر سازد . او در ميدان اجتماع مردي فداكار ،‌سرشناس و مزكي و مزين به اخلاق حسنه بود براستي كدامين صفت و فضيلت اخلاقي وي را به ياد آوريم كه او خود خميرمايه اخلاق بود و پاكي را اسوه اي لايق . او تبلور غيرت ما بود . او بهاري بود كه با ديدن رخ پرتو افشانش آرامش مي يافتيم و نامش در غيابت ذكر محفلمان بود . در دوران انقلاب اسلامي همراه سيل خروشان مردم غيورمان بر پهنه كوچه هاي خاكي مان فرياد بركناري حكومت ستمشاهي را سر مي داد و در مسجد و روضه و تظاهرات از اقيانوس مردمي بود كه بي مهابا بر عليه نظام ظلم شعار مي دادند . با سپري شدن آن سالهاي آتش و خون شهيد بالدار در سال 1358 به عضويت و كاركردن در شركت نفت گچساران پرداخت كه از همان ابتدا با توجه به حاكميت ارزشهاي جديد رسالتي را كه بر دوش همه سادات علوي است و آن حفظ حرمت نسل سيدة العالمين زهرا(س) است به نحوي چشمگير اجرا نمود و نمونه كارگري پرتلاش و صادق و متعهد و متخصص بود . وي بارها از طرف مسئولان شركت نفت تشويق گرديد اما او خود شوري در دل داشت كه از هر تشويقي والاتر بود و همانا رضايت پروردگار متعال بود . شهيد بالدار در اين چند سال از اعضاي فعال هسته گزينش شركت نفت گچساران بوده است . وي بنا به همان روشني و عمق ايمان مذهبي كه از چشمشان متلألو بود يكي از اعضاي انجمن اسلامي شركت نفت بود و در اين مدت صادقانه و فعالانه در پايگاه مقاومت بسيج شركت نفت به خدمت مشغول بود و در اين مدت همكاري مستمري با ستاد امر به معروف و نهي از منكر كميته انقلاب اسلامي گچساران داشتند و يكي از كساني بود كه مشتاقانه براي بازسازي مناطق جنگي پيش قدم شده بود . شور و شوق نبرد رويارو با مهاجمان و حراميان عراقي او را واداشت تا خانه و كار و شادي و شور فرزندانش را رها كرده و به ديار غيرت و مردانگي بشتابد و به نداي مير قافله اسلام لبيك بگويد . آري او اگر چه در كربلا نبود تا جان به كف و قدوم مولايش بسايد اما امروزه همان جان را بر روي زره پوشيده تا انتقام روز استثمار و غربت سيدمان حسين (ع)‌ را از حرمله زاده هاي يزيد صفت بگيرد . بعد از پايان مأموريت دوباره سر كار خود برگشت . اما هركس را عاقبتي است خورشيد همه خاموش مي شود .براي فرزندان هر پدري شام غريباني است و شام غريبان فرزندان حسين نيز فرا رسيد . جغدهاي آسماني دشمن پليد و بعث كافر در روز 66/5/18 ساعت 8 صبح آرامش شهر گچساران را بر هم زده و آنها كه در جبهه كار و تلاش در آن گرماي طاقت فرسا براي رهايي از يوغ بيگانگان و زند نگه داشتن شجره مباركه الزيتونة‌لاشرقية و لاغربية‌ تلاش مي كردند به خاك و خون كشيد و سيد حسين ما نيز چون خيل شهدا به عهد الست خود لبيك گفت و به جدش سيدالشهدا پيوست . شيون بچه هاي او ،‌صداي نازك بچه هاي سرگردان و اندوه يتيمان كربلا را كه گذشت زمان به سنگيني آن افزوده است به ياد مي آورد كه از يكسو شنيده مي شود كه شام غريبان حسين امشب است و از سوي ديگر آواز دلسوزي مي آيد كه طفل يتيمي ز حسين گم شده . از شهيد حسين بالدار شش فرزند بر جاي مانده است .

زندگي او سراسر زنده بودن بود .

او با سعادت زندگي کرد و مرگ سعادتمند را نيز انتخاب كرد .

عاشق سَعيداً‌ و مات سعيدا

راهش پررهرو و يادش گرامي باد . والسلام

منبع: بنیاد شهید وامور ایثارگران استان کهگیلویه وبویراحمد

نام:
ایمیل:
* نظر:
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
آخرین اخبار