شهدای فروردین
شهيد رمضان احمدزاده تنها فرزند ذكور ابراهيم در تاريخ نوزدهم ارديبهشت 1343 درست موقعي كه رهبرش جرقه نهضت اسلامي را روشن كرده بود در روستاي محروم از همه چيز كنج طايفه آل پس از سالها انتظار پدر و مادر چشم به جهان گشود .


نام شهید : رمضان

نام پدر : ابراهيم

تاریخ تولد : 1343

محل تولد : کتج

تاریخ شهادت : 62/1/22

محل شهادت : عمليات والفجر2

زیارتگاه : کتج

 

بسمه تعالی

زندگینامه

شهيد رمضان احمدزاده تنها فرزند ذكور ابراهيم در تاريخ نوزدهم ارديبهشت 1343 درست موقعي كه رهبرش جرقه نهضت اسلامي را روشن كرده بود در روستاي محروم از همه چيز كنج طايفه آل پس از سالها انتظار پدر و مادر چشم به جهان گشود والدين چنان به وجد آمده بودند كه مشكلات زندگي را و خود را غني تر از تمام امكانات زندگي حس مي كردند آنها اميد آن داشتند كه روزي رمضان دلبندشان عصاي دست پدر و چراغ جلوي پاي مادر باشد تا در سايه وجودش ايام عمر خودشان باشد . اما تقدير نوين ازلي براي اين نوزاد از پيش رسالتي ديگر تعيين كرده بود كه به هيچ عنوان كسي از آن خبر نداشت مگر حضرت امام كه در سال 1342 وقتي مأمورين رژيم از او پرسيدند ياران تو چه كساني هستند فرمودند : عده اي از آنها در كوچه و ميادين بازي مي كنند و عده اي هنوز متولد نشده اند . در واقع رمضان احمدزاده يكي از آن ياران حقيقي بود دوران زندگي با اندكي كار كشاورزي و دامداري شروع شده بود و به سختي زندگيشان مي گذشت با وجود اين همه مشكلات دوران تحصيلات 5 ساله ابتدايي را با موفقيت و ممتاز بودن در روستاي كنج به پايان رسانيد . ادامه تحصيلات راهنمايي خويش را راهي شهر لنده گرديد و همين دوران مصادف بود با قيام مردم ايران به رهبري قاعد عظيم الشأن امام راحل كه احمدزاده با آگاهي كامل و عشق و علاقه زياد در تظاهرات شركت داشت و همراه تيم شعارنويسي فعاليت زيادي داشت . او در نيمه سال تحصيلي سوم راهنمايي بعلت مشكلات زياد خانوادگي تحصيل را رها كرد و براي امرار معاش خانواده مشغول كارگري و كشاورزي گرديد و در همين موقع بود كه با موافقت پدر با دخترعمويش ازدواج نمود و ثمره اين وصلت يكسال بعد پسري بود به اسم صادق و اين درست همزمان بود با شروع جنگ تحميلي . رمضان در اين موقع بر سر دوراهي قرار گرفت كه لبيك به نداي حسين زمان دهد يا سرپرستي پدر و مادر و خانواده را به عهده بگيرد و با عشق و علاقه همان راه اول را انتخاب كرد و خانواده و فرزند شش ماهه اش را به امان خداوند سپرد و عازم جبهه حق گرديد و به اتفاق برادر همرزمش اماني  در عمليات والفجر 2 در محور شرهاني در تاريخ 62/1/22 پس از عبور از تپه جنگي 175 به اتفاق ياران به درجه رفيع شهادت نائل گرديد و اينك پس از 8 سال و اندي جمهوري اسلامي را فاتح و دشمن غدار را منكوب و ذليل گردانيد و با تلاش و ايثارگري سربازان گمنام سپاه اسلام پيكرش كشف گرديد و به وطنش برگردانده شد تا پدر و مادرش آسوده خاطر باشند و راهنمايي براي فرزند برومندش باشد براي ادامه راه حق .

منبع: بنیاد شهید وامور ایثارگران استان کهگیلویه وبویراحمد

 

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده