شهدای اردیبهشت
مردم عزیز سوق ما رفتيم تا خون خود را در پاى درخت اسلام بريزيم تا بارور شوند و در تمام نقاط جهان شاخه بگسترد و تمام ملت جهان در زير سايه اين درخت تنومند آزادانه زندگى كنند.


نام شهید: ابوذر  

نام پدر: اسماعیل

تاریخ تولد: 1338

محل تولد: شهر سوق

تاریخ شهادت: 62/2/25

محل شهادت: جبهه کوشک

زیارتگاه : گلزار شهدای سوق

 

وصیتنامه

و لا تحسبن الذين قتلوا فى سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون

مرگ جز تجديد حکايت چيزى ديگر نيست يعنى انسان از بين مى رود و تولدى جديد براى هميشه مى يابد اين دنيا ميدان مسابقه اى بيش نيست يا اينكه ميدان امتحان براى انتخابات انتخابى كه سرنوشت يا توشه سفر انسان است . اكنون كه من در يك حكومت اسلامى بزرگ شده ام و عقيده به تمام اصول و فروع آن دارم . آماده امتحان مى باشم بهتر بگويم در بوته آزمايش واقع شده ام ، تا سر نوشت خود را انتخاب من مى روم اگر از اين امتحان موفق شده ام چند كلمه اى به شما پدر و مادرم و برادران وصيت مى كنم :

 در وحله اول جز به خدا به هيچ چيز ديگر فكر نكنيد تا موفق شويد . دوم مرا ببخشيد و به خواهرانم تو صيه مى كنم كه اگر من رفتم شما زينبى عمل كنيد و خدا را فراموش نكنيد زيرا اتحاديه كه در زير پرچم الله نباشد از هرچیزی  ضعيف تر است و به برادرم توصيه مى كنم كه  پدر و مادرم را اذيت نكنند زيرا اگر آنها را اذيت كنيد مرا اذيت كرده ايد . مردم عزیز سوق ما رفتيم تا خون خود را در پاى درخت اسلام بريزيم تا بارور شوند و در تمام نقاط جهان شاخه بگسترد و تمام ملت جهان در زير سايه اين درخت تنومند آزادانه زندگى كنند شما هم خط ما را دنبال كنيد و دست از دو قبيله برداريد .از روحانيت مبارز سوق مى خواهم كه به تمام مردم ثابت كنند كه ما نسبت به هم حسن نيت كامل داريم زيرا مردم بدون رهبر مثل گله بدون چوپان مى باشند در اين وضعيت اگر رهبر قاطع نباشد باعث تفرقه مى شود . و ضد انقلاب از اين تفرقه سوء استفاده كرده و خون اين همه شهيدان را پايمال مى كند و پس هم مردم و روحانيت سوق و هم ملت ايران و همه در برادر خون شهيدان مسئول مى باشند كه با كمال همت به مردم خدمت كنند بدون هيچ گونه نظر خاصى . اينست كه عازم جبهه شدم و در راه بى برگشت قدم گذاشته ام و كولبارم كه همان ايمان مى باشد قدم در راه رسيدن به معبود خود برداشتم ، شما را به خدا مى سپارم كه اين اما را تنها نگذاريد زيرا اوست اولياءالله. پدرم اگر فكر مى كنى كه من ازدواج نكرده ام من با شهادت بوسيله تفنگ كه همان ياورم بود ازدواج كرده و سنگر بهترين حجله برايم بود خونم براى حنا بهترين رنگ مى باشد.

منبع : بنیاد شهید وامور ایثارگران استان کهگیلویه وبویراحمد

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده