شهدای اردیبهشت
افسوس و صد افسوس كه با او هم عصر بودم ولي از ولايت او بهره نجستم و به فرامينش نينديشيدم.


نام شهید: اسفنديار  

نام پدر: الله داد

تاریخ تولد: 1339

محل تولد: ده شیخ

تاریخ شهادت:61/2/9

محل شهادت: جاده خرمشهر

زیارتگاه : گلزار شهدای چرام

 

وصیتنامه

بسم رب الشهداء و الصديقين

پس از ستايش خداوند سبحان و درود به رسول اكرم (ص) و ائمه اطهار بالاخص حضرت مهدي (عج) و نايب برحقش امام خميني رهبر كبير انقلاب اسلامي ايران و ملت شهيد پرور ايران و با سلام بر پدر و مادر و خواهران و برادرم و تمام دوستان و آشنايان .

من اسفنديار سروش نژاد فرزند اله داد براساس وظيفه شرعي خود لازم دانستم در راه الله و براي پاسداري و حراست از انقلاب كبير اسلامي كه خونبهاي 160هزار كشته و مجروح است در جنوب كشور آمدم و به جنگ عليه ضد خدا پرداختم . من گام نهادن در اين مسير خدايي را يك فريضه مي دانم و در اين راه اگر دشمن را شكست دهيم پيروزيم و اگر به ظاهر شكست بخوريم و كشته شويم پيروزيم . به هر حال اين مايه شكر پروردگار و افتخار براي من و شماست كه در اين راه به درجه شهادت مي رسم و به جايي مي روم كه ملكوتش مي نامند ، آنجا كه بهشتش نامند ، زندگي ذلت بار را هيچ وقت قبول نخواهم كرد . مرگ سرخ و شهادت را بر آن ترجيح مي دهم . همانطور كه قلبم آگاه است به آرزوي خودم خواهم رسيد . هيهات كه 22 سال از عمرم گذشت و هنوز اندر خم يك كوچه ام زيرا نعمتهايي كه خداوند به من داده سپاسگزاري نكرده ام و شرمنده ام و بيشتر از همه از نعمت بزرگ خداوند ناسپاسي كردم كه امام و رهبر و مرجع تقليد ما روح خدا ، خميني بت شكن باشد توفيق نيافتم آنطور كه بايد در گفتارش تفكر كنم و توفيق نيافتم كه بيشتر بشناسمش ، افسوس و صد افسوس كه با او هم عصر بودم ولي از ولايت او بهره نجستم و به فرامينش نينديشيدم ، پدر عزيزم درود خدا بر تو باد كه با امضاء نمودن رضايتنامه براي من در حقيقت شهادتنامه مرا امضاء كرده اي .

مادرم كوه باش و چون كوه استقامت كن . لحظه اي از نام و ياد خدا غافل مباش در راه دين بكوش كه هرچه بكوشي باز كم است . قامتت را بلند گير و نداي الله اكبر ، خميني رهبر سر ده و فرياد شهيدان راه خداوند را به مردم برسان كه همانا فرياد ما پيروي كردن از خدا و قرآن و خميني است.

پدر و مادر و خواهران و برادرانم ، امكان دارد اتفاقي واقع شود كه جنازه من بدست شما نرسد ، آنگاه به ياد شهداي كربلا و همچنين برادرم سهراب بيفتيد و ناراحتي به خود راه ندهيد و هر وقت دلتان گفت به قبرستان برويد و شهدا را زيارت كنيد و بر مزار اين همه شهيد بنگريد ، آن وقت درد خود را فراموش خواهيد كرد . در پايان از همگي مي خواهم كه در هر حال پيرو ولايت فقيه باشيد و هميشه روحانيت را سرمشق خود قرار دهيد و با كفار و منافقين و با آمريكا و شوروي و ديگر ابرقدرتهاي شيطاني با تمام قوا بجنگيد و انتقام شهيدان را از آنها بگيريد و در نمازهايتان امام را دعا كنيد . پدر چند نكته است كه لازم به يادآوري مي باشد ، برادر و خواهران كوچكم را  به خواندن نماز و قرآن تشویق کنید و در برابر آنها كوتاهي نفرماييد . همچنين فرزندم را همچون برادرم و خواهران ، و چه خشنودم با تربيت اسلامي بزرگ نماييد در آينده راه مرا ادامه دهد . همچنين از همه مي خواهم كه مرا حلال كنند و از دوستان و آشنايان بخواهيد كه مرا حلال كنند . سلامتي امام و طول عمر برايتان آرزو مي كنم .

 مادرم  ، مادرم

من مي روم با خون بشويم تنم                                          مگر عزيزتر ز علي اكبرم

بر تو وصيت كنم مادرم ، مادرم                                        مگر عزيزتر ز علي اكبرم

اسفنديار سروش نژاد

منبع : بنیاد شهید وامور ایثارگران استان کهگیلویه وبویراحمد

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده