شهدای اردیبهشت
آنقدر به جبهه مى روم و مى جنگم تا شهيد شوم اى جوانان نكند در رختخواب ذلت بميريد كه حسين (ع) در ميدان نبرد شهيد شد .


نام شهید: ايرج

نام پدر: علی کرم

تاریخ تولد: 1345

محل تولد: دهدشت

تاریخ شهادت: 65/2/25

محل شهادت: فاو

زیارتگاه : سعادت آباد

 

وصیتنامه

به نام خداوند بخشنده مهربان

با سـلام به امــام امـت و با سلام به تمامى شهيدان كربلا و شهيدان جنگ تحميلى و با سلام به مجروحين و معـلوليـن و اسـرا و بـا ســلام بـه شــما مـردم همـيشه بيــدار و بـا سـلام به شـما رزمنــدگان كه اميـدوارم بتـوانيـد در بـرابـر كـفر و ايـن مــزدور ايستادگى و پـوزه او را به خـاك سـياه نشـانيد و اميد به شما برادران عزيز دارم كه سنگر من را خالى نگذاريد درست است كه من فردى قابل دار نبوده ام كه بتوانم در راه خدا خدمت كنم ولى باز هم اميد به شما مردم هميشه در صحنه كه پشت برادران عزيز را خالى نگذاريد چون شما كمر آنها هستيد .

برادران : آنقدر به جبهه مى روم و مى جنگم تا شهيد شوم اى جوانان نكند در رختخواب ذلت بميريد كه حسين (ع) در ميدان نبرد شهيد شد .

اى جوانـان مبادا در غفلت بميريد كه عـلى در محراب عبـادت شهيد شد و مبادا در حال بى تفاوتى بميريد كه على اكبر حسين در راه حسين (ع) و با هدف شهيد شد .

اى مادران مبادا از رفتن فرزندانتان به جبـهه جلوگيـرى كنيد كه فردا در محـضر خـدا نمى توانيد جـواب زيـنب را بدهيد كه تحمل 72 شهيد را نمود و همه مثل خاندان وهب جوانانتان را به جبهه هاى نبرد بفرستيد و حتى جسد او را هم تحويل نگيريد زيرا مادر وهب فرمود سرى را كه در راه خدا داده ام پس نمى گيرم .

برادران استغفار و دعا را از ياد نبريد كه بهترين درمانها براى تسكين دردهاست و هميشه بياد خدا باشيد و در راه او قدم برداريد و هرگز دشمنان بين شما تفرقه نياندازند و شما را از روحانيت متعهد جدا نكنند كه اگر چنين كردند روز بدبختى مسلمانان و روز جشن ابرقدرتهاست حضورتان را در جبهه هاى حق بر عليه باطل ثابت نگه داريد .

در امام بيشتر دقيق شويد و سعى كنيد عظمت او را بيابيد و خود را تسليم او سازيد و صداقت و اخلاص خود را همچنان حفظ كنيد اگر فيض شهادت نصيبم گشت آنانكه پيرو خط سرخ امام خمينى نيستند و به ولايت او اعتقاد ندارند بر من نگريند و بر جنازه من حاضر نشوند . اما باشد كه ما شهيدان آنان را نيز مشغول سازد و به رحمت الهى نزديكشان كند .

و سلام بر شما پدر و مادر جان : اميدوارم كه بخون شهيدان از اين راهى كه من رفتم شما ناراحت و نگرانى نداشته باشید

ازشما نافرمانى  كرده ام و اميدوارم كه مادرجان در آن ، دنيا بتوانم جبرانشان كنم : و اما پدرجان شما هم همينطور چون شما براى من خيلى زحمت كشيدى و من هم پسرى نبوده ام كه قدر شما را بدانم ، پدر جان اميدوارم كه مرا ببخشيد و از برادران و خواهران مى خواهم كه مرا حلال كنيد . از تمامى روستا عزيزم مى خواهم خداحافظى هميشگى بگيرم و اما رفيق و برادران و خواهران من از شما مى خواهم كه مرا حلال كنيد و خانه مرا تنها مگذاريد .

منبع : بنیاد شهید وامور ایثارگران استان کهگیلویه وبویراحمد

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده