شهدای اردیبهشت
سرانجام در زمستان سال 1364 جوانمردانه و با خلوص نیت پا به عرصه جنگ و نبرد گذاردند و در خط مقدم جبهه در کنار همرزمانش به دفاع از ناموس و کیان این کشور و ملت پرداختند.


نام شهید: ذبیح اله

نام پدر: کاکاجان

تاریخ تولد: 1343

محل تولد: روستای زردخونی کاکان

تاریخ شهادت: 65/2/28

محل شهادت: فاو

 زیارتگاه  : گلزار شهدای (دار الرحمه) شیراز

 

زندگینامه

بسم الله الرحمن الرحیم

شهید ذبیح اله شکوه در سال 1343 در روستای زردخونی کاکان که در گذشته از توابع استان فارس بوده ولی اکنون جزء حوزه مرکزی بویراحمد می باشد در خانواده ای مذهبی و متدین و در عین حال مستضعف و فقیر دیده به جهان گشود. پدر ایشان کاکاجان شکوه از کشاورزان زحمتکش و درستکاری بود که نزد مردم امین و مورد وثوق همه بود و مانند همه کشاورزان و مردم عادی رنجور از ظلم و جور خوانین و کدخدایان و ظالمان زمانه بود که با زحمت و کار مشقت بار و طاقت فرسای آن روزگار معاش خانواده پرجمعیت خود را تأمین می نمود.

شهید شکوه که بعد از یک برادر و یک خواهر بزرگتر فرزند سوم خانواده هشت و ده نفره خود بود از همان اوان کودکی وقتی پدر را خسته از کار و دل خون از جور ظالمان (خان و کدخدایان) می دید، خون در رگهایش به خروش می آمد و در دل آرزوی زوال این تخت و تاج پادشاهی و آن زورگویان از خدا بی خبر که چون زالو خون مردم فقیر و زحمتکش را می مکیدند می پروراند، تا اینکه با وجود سن کم آستین همت بالا زد و به یاری پدر شتافت و از سن 9 تا 10 سالگی ایشان رسماً در کنار پدر نان آور خانه محسوب می شدند.

از آنجا که روزگار را به سختی سپری می کردند شهید نتوانستند علیرغم آرزوی تحصیل و درس خواندن به درس خواندن ادامه دهند و لزوماً به کار و امرار معاش خانواده همت گماردند. زمانی که ایشان حدوداً 12ساله بودند وقتی احساس نمود که با وجود کار و تلاش طاقت فرسا در کشاورزی نهایتاً درآمد حاصله در چنگال خان و کدخدا و زورگویان منطقه قرار دارد و فقط در حد قوت لایموتی عاید ایشان و خانواده می گردد لذا به قصد کار و کسب درآمد زادگاه خود را به مقصد شیراز ترک نمود و روانه شهر و دیاری شد که تا آن زمان هیچ گونه آشنایی با آن نداشته و هیچ راه و کاری را نمی شناخت. ایشان با وجود نوجوانی چون اندیشه ای ژرف و هدف و همت والایی داشته و از اراده مستحکمی برخوردار بودند پس از ورود به شیراز که تقریباً سالهای 54 یا 55 بود در پی یافتن کار و درآمد سختی های فراوان به جان خرید تا اینکه بالاخره به صورت کارگری ساده شروع به کار نمود و با عزمی راسخ و امید به فردایی بهتر و تأمین معاش خانواده اش یکی دوسال به طور فشرده کار نمود و مزد و درآمد حاصله از تلاش خود را یکجا برای خانواده خود می فرستاد. در سال 56 در یک تعمیرگاه آهنگری و جلوبندی ماشین آلات سنگین مشغول به کار شد و خیلی زود شروع به فراگیری فنون و اصول صحیح کار نمودو از وجود استاد نهایت بهره را می گرفت و استاد چون پشتکار و اعتماد به نفس و علاقه و استعداد ایشان را دریافت ایشان را به عنوان بهترین و امین ترین کارگر خود معرفی نمودو بیشتر امور و حتی کلید مغازه و گاوصندوق و ... را به ایشان می سپرد. امانت داری و اخلاق نیک شهید باعث گردید تا بسیاری از همکاران و هم صنفی های آنها برای بردن شهید شکوه نزد خود حتی با پیشنهادهای بالاتر از یکدیگر سبقت می گرفتند. شهید شکوه از آن زمانی که در روستا بود با نهضت امام خمینی آشنایی مختصری داشتند و وقتی که به شیراز مهاجرت کردند و سن ایشان هم بالاتر رفت شدیداً به آرمانهای امام(ره) و اهداف ایشان علاقمند بودند تا جایی که روزها کار می کردند و شبها به اتفاق دوستان خوبی که پیدا کرده بود به پخش عکس ها و اعلامیه های امام(ره) اقدام می کردند.

همزمان با به اوج رسیدن نهضت و تظاهرات میلیونی مردم، ایشان نیز به دریای بیکران ملت ایران پیوسته و در تظاهرات و کارهای تبلیغاتی و فرهنگی ضدطاغوت  شرکت می نمودند. یکی از عواملی که باعث رشد روحیه ضدطاغوتی شهید شکوه و تلاش بی وقفه ایشان در طول سالهای آتش و خون انقلاب گردید این بود که ایشان از زمان کودکی شاهد ظلم و بی عدالتی رژیم ستم شاهی و سایه شوم طاغوت و بی رحمی و ستمگری خان و ارباب و شلاق آنها بر گرده کشاورز و کارگر بود و دیده بود که چگونه تازیانه خان و ارباب صورت مردم را خونین و دلهایشان را غرق کینه و نفرت نموده بود. لذا می کوشید تا در سایه رهبری امام(ره) و در کنار دیگر جوانان وطن سیطره و جور طاغوت را از سر کشاورز و زارع و کل ملت ایران قطع نماید.

در سال 1357 که انقلاب اسلامی چون نوری تابناک بر پهنه ایران زمین درخشیدن آغاز کرد و بساط شاه و طاغوتیان برچیده شد و مستضعف و محرومین از زیر یوغ استعمار و زورگویان رها گردیدند .

در سال 1362 ایشان که جوانی رشید و جوانمرد، مؤمن و معتقد به اسلام و انقلاب و مذهب شیعه بودند طبق سنت پیامبر اکرم(ص) ازدواج نمودند و پس از یکسال صاحب فرزند دختری شدند که ایشان نام زینب را طبق ارادت به حضرت زینب کبری برایش انتخاب نمودند و در سال 1364 زمانی که فرزند دوم ایشان (زهره) متولد گردید شهید شکوه می دید که برادر کوچکترش دائم در خط مقدم جبهه و جهاد علیه کفر و ظلم حضور دارند، با اینکه وی در پشت جبهه چه از نظر کمک های مالی و مسئولیت جمع آوری کمک های مردمی و چه در صحنه های مختلف ملی و مذهبی پیوسته پیشتاز بودند اما حسرت می خوردند و آه و فغان که چرا در کنار این همه رزمنده و کبوتران عاشق نیستم و در حصار خاکی و مادی تن خود را محصور کرده ام. وقتی دوستانش یکی یکی به شهادت می رسیدند از خود بی خود می شد و مثل اینکه در این دنیا نیست و پیوسته در نماز شب و دعاهایش ناله می کرد و گریه سر می داد که خدا آیا من آنقدر در محضر تو آبرو و اعتبار دارم که از درگاهت طلب شهادت و پرکشیدن به سویت نمایم؟

سرانجام در زمستان سال 1364 جوانمردانه و با خلوص نیت پا به عرصه جنگ و نبرد گذاردند و در خط مقدم جبهه در کنار همرزمانش به دفاع از ناموس و کیان این کشور و ملت پرداختند. زمانی که برای اولین و آخرین بار به مرخصی آمدند، چنان حالات روحانی وجود ایشان را پر کرده بود و چنان آکنده از عشق و شور بازگشت و شهادت بودند که حتی اصرار خانواده و مادرش نیز نتوانست لحظه ای ایشان را آرام کرده وشور رفتن را کمتر نماید و او را منصرف نماید. با اینکه در جمع خانواده بودند اما فقط جسم ایشان در جمع ما بود و روح و اندیشه او در میان ما نبود بلکه در جبهه ها و روحش آماده عروج و پرواز به ملکوت اعلی بود . سرانجام آخرین خداحافظی را نمود و صورت دو دختر کوچولویش را که یکی یکساله و دیگری حدوداً دوساله بود را بوسید و چون کبوتری عاشق و از قفس رهاشده از میان ما پر کشید و رفت و به جبهه باز گشت. تا اینکه آرزوی همیشگی که در دل داشت و چه بسا شبها تا سحر اشک ریخت و از خداوند درخواست فیض شهادت نمودند برایش تحقق یافت و در تاریخ بیست و هشتم اردیبهشت 65 در عملیات والفجر 8 در منطقه فاو به افتخار شهادت نائل آمدند و روح پاکش به آسمانها پرکشید و به شهدای کربلا پیوست. پیکر پاک و مطهر ایشان در روز 65/2/30 در شیراز در میان انبوه جمعیت و دوستداران و عاشقان شهید و شهادت تشییع و در گلزار شهدای (دار الرحمه) شیراز به خاک سپرده شد و در کنار دیگر همرزمانش در آرامش آرمید.

روحش شاد باد .

 

منبع : بنیاد شهید وامور ایثارگران استان کهگیلویه وبویراحمد
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده