من به جبهه نروم پس چه كسي برود
پدرش به علت كهولت سن اقدام به گرفتن ورقه كفالت براي ايشان را نمود ولي وي حاضر به اين كار نشد و اظهار نمود اگر من به جبهه نروم پس چه كسي برود و فوراً اقدام به گرفتن دفترچه آماده به خدمت نمود .


نام شهید: حسين

نام پدر: قلی

تاریخ تولد: 1341

محل تولد: دهدشت

تاریخ شهادت: 61/2/10

محل شهادت: شلمچه

زیارتگاه :  گلزار شهدای دهدشت

 

زندگینامه

بسمه تعالی

شهيد حسين عادل زاده جهادگري خستگي ناپذير و بسيار كوشا بود كه از هيچ گونه تلاش و فداكاري قصور نمي كرد و فعال و ايثارگرانه از همه چيز خود در راه خدا و براي مردم محروم و مستضعف مي گذشت ، روحي بي قرار و تشنه داشت كه هيچ جا جز خدمت بي شائبه و فراوان آرامش نمي داشت .

 در سال 1341 در يك خانواده محروم به دنيا آمد درست در زماني كه امام عزيزمان در جواب شاه ملعون فرموده بودند ياران من آنهايي هستند كه در كوچه ها بازي مي كنند ، يا در گهواره اند يا به دنيا نيامده اند . آري چگونه به حقيقت گرائيد كه حسين ما از آن جمله بود . در آن موقع به علت فقر حاكم بر خانواده جهت تأمين امرار معاش به دستگرد مهاجرت نموده و مدت چند سال در آنجا اقامت نمودند تا اينكه در سال 1347 در سن شش سالگي به مدرسه رفته و در سال (1348) به دهدشت زادگاهش برگشتند و در كومه هاي غرب خانه(شرق دره شور دهدشت)به زندگي و امرار معاش پرداختند و از آنجا هر روز به دهدشت مي آمد و درس مي خواند بله همه ما كم و بيش از زندگي كومه اي آگاهي داريم . با وجود اين محروميت ايشان در درس فعال و كوشا بوده و همچنين از هوش و ذكاوت خاصي برخوردار بودند. در سال چهارم ابتدايي مجدداً به دهدشت آمده و در آنجا اسكان يافتند . دوران كودكي و نوجواني خود را همچون ديگر ايام در فشار و محروميتهاي فراوان ولي با خصوصيات مافوق و وراي آنها مي گذراند در اين مدت روزهاي پنج شنبه و جمعه و تابستانها به منظور تأمين امرار معاش زندگي به كارگري مي پرداخت و بقيه هفته به مدرسه مي رفت تا شايد از رنجي كه براي پدرش در تأمين امرار معاش دارد كاسته گردد و هميشه از دسترنجش راضي و خشنود و شكرگذار خداوند متعال بود . با وجود مشكلات متعددي در سر راه به هر صورت دوره دبستان و راهنمايي را پشت سر گذاشته و وارد دبيرستان گرديدند و همراه مطالعات درسي از فراگيري مطالعات علمي و غيردرسي و مذهبي نهايت استفاده را مي نمودند حتي گاهگاهي شبها تا نيمه شب نخوابيده و مطالعه مي كردند و همزمان با شكوفا شدن انقلاب اسلامي به رهبري زعيم عاليقدر امام امت خميني كبير در تظاهرات و راهپيمايي ها فعالانه شركت داشتند و دانش آموزان را به اعتصاب ترغيب نموده و شبها به شعارنويسي و نشر اعلاميه هاي امام عليه رژيم منحوس گذشته مي پرداخت و او از همان زمان دريافته بود كه حركتش بايد براي خدا باشد و غير آن شرك است . بسيار در فرايض ديني جدي بود و عشق به اسلام و دين و تواضع و فروتني از خصوصيات بارز وي محسوب مي شد و اين اعمال شايسته او ، اگرچه تلاش در پنهان نگه داشتن داشت مشخص بود و دوستان و آشنايان را متحير مي كرد . در سال 1359 پس از اخذ ديپلم پدرش را از كار منع و به تأمين امرار معاش خانواده مشغول شد و پدرش به علت كهولت سن اقدام به گرفتن ورقه كفالت براي ايشان را نمود ولي وي حاضر به اين كار نشد و اظهار نمود اگر من به جبهه نروم پس چه كسي برود و فوراً اقدام به گرفتن دفترچه آماده به خدمت نمود . آري او تصميم خويش را گرفته بود تصميمي همراه با آگاهي و با ديده ، دل را يافته بود . و چنين اذعان داشت كه مي خواهم اولين شهيد دهدشت باشم . سپس در روز 18 ديماه 1360 به كرمان اعزام و دوره آموزشي را گذراند و سپس به لشكر 21 حمزه عزيمت و سپس راهي جبهه هاي دزفول گرديدند و با آگاهي كامل و سرشار از معنويت به جنگ با مزدوران بعثي پرداخت و هميشه در نامه هايشان خطاب به آشنايان مي گفت كه اسلام حقيقي در جبهه است اگر مي خواهيد اسلام و قدرت آن را ببينيد ، تأكيد مي نمود كه به جبهه ها بياييد و ببينيد همانطوري كه من يافتم و آن اسلام محمد و علي و حسن و حسين و اولياء است و تنها آرزويم شهادت در راهي است كه يافته ام و سرانجام در حمله بيت المقدس در مرحله اول با شوري وصف ناپذير كه درخشش آن به خوبي در چشمانش خوانده مي شد جهت آزادسازي خرمشهر به پيش مي رفت و او خرامان به سوي صحرايي كه معبد و شهادتكده عشقش بود و آن را در پرده هاي نهفته در قلبش يافته بود مي رفت و جزء اولين گروهي بودند كه از روي پل شناور نصب شده بر روي رودخانه كارون گذشتند و تلويزيون نيز آن صحنه را نشان داد تا بالاخره در تاريخ 61/2/10 به جايي كه ديوانه وار و هراسان بدان عشق مي ورزيد و مي انديشيد و آنرا طلب مي كرد رسيد و از آنجا به خون نشست و از خاكدان نمور و پست زمين چون عقابي تيزپرواز بر قله هاي فتح و ظفر بنشست و با معشوق خويش ديدار كرد . كه عاقبت جوينده را يابنده بود ... و او نيز يافت .

روحش شاد و راهش پررهرو باد

منبع : بنیاد شهید وامور ایثارگران استان کهگیلویه وبویراحمد

 

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده