آنان كه ره عشق گزيدند همه / در كوي حقيقت آرميدند همه
آري لطف اله جواني كم سن و سال بود ولي پختگي تجربه و حلم و صبر كمتر از يك جوان انتظار مي رود اعمال و حركات و تقوي و اخلاص او بزرگان تاريخ را در ذهن تداعي مي كرد و داراي ايماني راسخ به خدا بود .


نام شهید: لطف الله

نام پدر:  منصور

تاریخ تولد:1346

محل تولد: چهارمه

تاریخ شهادت: 68/3/10

محل شهادت: کوشک

زیارتگاه : روستای چهارمه

 

زندگینامه

بسم الله الرحمن الرحيم

مپنداريد آنان كه در راه خدا كشته شدند مرده اند بلكه آنها زنده اند و نزد خداي خود روزي مي خورند . «قرآن كريم»

با طلوع خورشيد اسلام و ظهور اولين جرقه هاي آگاهي عشق دامنگير مشتاقان رهايي از اسارت و بندگي و دوستداران فلاح و رستگاري شد . از آن پس كاروان عشق همواره در بستر تاريخ به پيش رفته و خيل عظيمي از رهروان مشتاق شهادت را به دنبال خود داشته است هركس در هر عصر و زماني صداي شهيدان راه عقيده و آزادي را از كربلا شنيده و به نداي هل من ناصر ينصرني حسين بن علي (ع) لبيك گفته است با اين كاروان همراه شد و با نثار خون خود پرده از چهره كريه ظالمان و ستمگران بركشيده و آنها را رسوا ساخته است .

بله شهيدان رسالت خود را انجام داده و رفته اند اما پيام خود را با خونشان در دفتر تاريخ ثبت كرده اند تا به گوش همه عصرها و نسلها برسد و مشتاقان و پاكباختگان دگري به خونخواهي آنها برخيزند و راهشان را تا دستيابي به هدف مطلوب ادامه دهند .

در اين ميان شهداي انقلاب اسلامي ايران به ويژه شهداي جنگ تحميلي جايگاه خاص خود را دارند چرا كه اين عزيزان از همه چيز گذشتند تا آزادي و سربلندي را براي امت اسلامي ايران به ارمغان آورند و به مصاف دشمن رفتند و با شهادت خود به ما پيام استقامت و ايستادگي دادند باشد كه با نگاهي زندگينامه و وصيتنامه اين عزيزان ياد و نامشان را گرامي بداريم و همواره اهداف والايي را كه آنها براي دستيابي به آن از همه چيز خود گذشتند مد نظر داشته باشيم :

آنان كه ره عشق گزيدند همه             در كوي حقيقت آرميدند همه

در معركه دكان فخر از عشق است      هرچند سپاه او شهيدند همه

از سنگر خون طلايه داران رفتند          بر قافله بان بگو سواران رفتند

از قله ايثار و شرف ديده وران             دلسوختگان و سينه سرخان رفتند

اينك گوشه اي از زندگي نامه پاسدار دلاور رشيد اسلام بسيجي متقي اسوه اخلاص و شجاعت و شهامت و از خودگذشتگي شهيد عزيزمان سيدلطف اله فروزاني را بازگو مي كنيم .

شهيد سيدلطف اله فروزاني در سال 1346 در روستاي سادات چهارمه در خانواده اي مذهبي و محروم ديده به جهان گشود .

حركات و رفتار شهيد از همان كودكي حكايت از آينده اي درخشان مي كرد كه در وجود او شكل خواهد گرفت ، تقوي و پاكي را در روزگار كودكي از خانواده اش كه از تبار نبي اكرم (ص) بودند ياد گرفت و فقر و رنج را با تمام وجودش لمس كرده بود .

پس از طي دوران كودكي در سال 1352 پاي را به عرصه مدرسه ابتدايي در روستاي چهارمه گذاشت و با موفقيت دوران ابتدايي را سپري نمود و راهي مدرسه راهنمايي ايت الله سيد محمود طالقاني در شهر دهدشت گرديد . شهيد پس از طي سال دوم راهنمايي متأسفانه به علت بالابودن سن مجبور به ترك تحصيل مي شود پس از ترك تحصيل دفترچه آماده به خدمت مي گيرد و به علت علاقه زياد به شركت در جنگ و جهاد با كفار يعثي طبق گفته خودش كه حتماً بايد در سپاه خدمت كنم بنابر تصميمي كه گرفته بود به سپاه مراجعه و طي دوران آموزشي در پادگان امام جعفر صادق (ع) ياسوج مسموم شيمايي مي گردد و حدود بيست روز در بيمارستان بستري مي شود كه چند روز اول قادر به صحبت نبوده است . پس از طي دوران نقاهت داوطلبانه وارد يكي از ارگانهاي رزمي سپاه شده و به جبهه اعزام مي شوند .

هنگامي كه شهر مقاوم مهران مورد هجوم منافقين كوردل و ارتش صهيونيستي عراق واقع مي گردد . در برابر اين اتحاد ناميمون همگام با ساير دلاوران اسلام با شور و شوق براي دفاع از مرزهاي ميهن اسلامي دفاع مي كند و به نقل از همرزمانش هر زمان كه فرمانده رده بالا نيروي داوطلب جهت ضربه زدن به دشمن درخواست مي نمود با توجه به اينكه اين شهيد بزرگوار هنوز از نظر جسمي (به علت مسمويت شيميايي) ناراحتي داشتند اما يكي از نيروهاي داوطلب بودند .

آري لطف اله جواني كم سن و سال بود ولي پختگي تجربه و حلم و صبر كمتر از يك جوان انتظار مي رود اعمال و حركات و تقوي و اخلاص  او بزرگان تاريخ را در ذهن تداعي مي كرد و داراي ايماني راسخ به خدا بود .

بالاخره بعد از اتمام جنگ و پذيرش قطعنامه 598 شهيد سيد لطف اله فروزاني جهت انجام بقيه خدمت در تيپ 49 حيدر كرار در واحد مخابرات بخش مخابرات فرماندهي گردان با شور و شوق فراوان مشغول به انجام وظيفه مي گردد .شهيد در كارش چنان شايسته و موفق بوده كه فرمانده اش وقتي از خصوصيات ايشان صحبت مي كردند اشك از چشمانش جاري مي شود و بغض گلويش را مي فشارد .

آري لطف اله مؤمن بود و شجاع نه در شعار بلكه در شعور و عمل . كارها را براي خدا انجام مي داد و هيچ وقت تظاهر نمي كرد و دوست داشت اعمال و حركات خداپسندانه اش ناشناخته بماند و به همين علت اكثر دوستان شغل او را نمي دانستند .

وي جهاد در راه خدا را سرلوحه كارها و شيرازه زندگي خويش قرار داده بود و با قلبي مملو از ايمان و با اراده اي محكم براي نگهباني از مرز و بوم وطنش مشغول به خدمت بود تا لحظه اي كه جان خود را نثار اسلام نمود. سرانجام پاسدار دلاور و رشيد اسلام بسيجي متقي در تاريخ 68/3/10 در منطقه كوشك نداي حق را لبيك گفت و به ملكوت اعلي پيوست .

 روحش شاد . شهادتت كه عروج خونين در مصلاي عشق بود گرامي باد .

منبع : بنیاد شهید وامور ایثارگران استان کهگیلویه وبویراحمد

 

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده