در مسلخ عشق جز نكو را نكشند
وي دوران كودكي را آرام و چون آئينه با لطافت خاص پشت سر گذاشت و در شش سالگي قدم به دبستان سادات گذاشت و دوران ابتدايي را با موفقيت در زادگاهش گذراند.
مختصری از زندگینامه شهید قلي بخرد

نام شهید: قلي

نام پدر: فرجعلي

تاریخ تولد: 1344

محل تولد: امامزاده علی(ع)

تاریخ شهادت:64/4/20

محل شهادت: هورالعظیم

زیارتگاه :زادگاهش

 

زندگی نامه

بسم الله الرحمن الرحيم

در مسلخ عشق جز نكو را نكشند         روبه صفتان زشت خو را نكشند

برادرمان اين پرستوي عاشق را افتخار آفرين دشت خونين فلق اين دلاور همراه با شفق رفت و به نور مطلق پيوست تا طلوع فجر را بر قله گيتي نمايان سازد و بر قله رفيع خدايي تا آنجا بالا رفت كه گويي جزئي از خدا شده و به فطرت الهي رسيد .

ماندن در اين ميان چه درد عظيمي است ماندن با قلبي پر از درد با جسمي پر از خون نظاره گر شهادت يك يك حسيني ها حمزه ها و عباسها ، اكبرها و ... گويي پشتمان شكسته است و زنجير اسارت بر دست و پايمان بسته، غم بر سينه هايمان نشسته .

خدايا تو مي داني كه ما از نبودن اين برادر صديق در رنج هستيم و مي رنجيم و زخم ماندن را بر پيكرهايمان تجربه مي كنيم زيرا كه ميدانيم در واقع او زنده و ما مرده ايم . براي اولين بار بخرد پيامبر خون در اين روستا شد و تاريخ حقيقي را بر گونه اساطير ترسيم كرد و اين مظهر عبوديت حق و نمونه ربوبيت و كمال يك انسان بر عبوديت و تلاش ايثار و اخلاص را در ربوبيت شهادت ادا كرد كه اي كاش اين روز را مشاهده نمي كرديم و قبل از ديدن اين روز مرگ ما فرامي رسيد زيرا در اين روز عزيزم بخرد – قوت قلبم – نور دو عينم – ميوه قلبم – روح و روانم را از دست داده ام .

بخرد اميد پدر و مادر پير و ناتوان و چشم انتظارش برادر و خواهر دلشكسته آنچنان در منطقه بيات عراق پرپر شد كه علي اكبر حسين در صحراي كربلا . بخرد جان قسم به خون پاكت و قسم به كسي كه تو را به سوي خويش فراخواند قسم به معراج محمد (ص) و قسم به خون همراهانت تا آخرين قطره خون در بدن و تا آخرين لحظات زندگي دست از ادامه راه تو برنمي داريم و از پاي نمي نشينيم .

شهيد بخرد فرزند فرجعلي در بهار سال 1344 در روز نهم ارديبهشت ماهي كه لاله هاي سرخ بهاري بر پهنه دشت روستايمان جلوه خاص بخشيده بود مژده اين خبر بود كه در روستايمان سادات امامزاده علي در خانواده اي مذهبي و متدين سومين پسر اين خانواده چشم به جهان گشود تا شادي را براي پدر و مادر به ارمغان آورد . وي دوران كودكي را آرام و چون آئينه با لطافت خاص پشت سر گذاشت و در شش سالگي قدم به دبستان سادات گذاشت و دوران ابتدايي را با موفقيت در زادگاهش گذراند و پا به مرحله نويني گذاشت و براي ادامه تحصيل وارد شهرستان دهدشت شد و در آموزشگاه شبانه روزي حرفه اي دوره راهنمايي را با موفقيت شاياني پشت سر گذاشت و سپس پا به مرحله نوين ديگري از زندگي گذاشت و روانه هنرستان صنعتي شهيد باهنر در رشته اتومكانيك شروع به تحصيل نمود .

وي كلاس اول و دوم و سوم را با موفقيت سپري نمود و در سال سوم براي مدت شش ماه راهي جبهه هاي حق عليه باطل گرديد و در اين ميان دوره آموزشي را در كازرون گذراند و سپس راهي غرب كشور شد . و موقعي كه كردستان در محاصره منافقين كومله و دمكرات بود وي در مهاباد اين مدت را با ايثارگري فراوان به انجام رساند و پس از انجام مأموريت به وطن عزيمت نمود و به سنگر علم و دانش در كلاس چهارم اتومكانيك نشست تا در اين جا نيز توطئه ابرقدرتها را مبني بر وابستگي هاي فرهنگي خنثي كند . با ماندن چندماهي جاي خالي دوستان و آشنايان برايش سنگيني مي كرد و دوباره تاب ماندن پشت جبهه را نياورد و هواي كربلاي معلا مسافر و عاشق بي قرار خود را فراخواند و چه خوبست زماني كه معشوق عاشق خويشش را بطلبد اينجاست كه عاشق سر از پا نمي شناسد و به ديار معشوق خواهد شتافت .

شهيد بخرد بار ديگر با كوله باري از معنويات و شناخت به قلگاه رفت تا بي كسي حسين زمانش را جبران كند به جبهه رفت تا مشعل خونين ديگر را به دوش بكشد تا حق تحقق يابد . تا مستضعفين جهان بر مسند قدرت بنشينند . آري بخرد مردانه و دليرانه با دشمن جنگيد و با عمليات خود لرزه بر اندام صدام و هم پيمانانش افكند . سرانجام در روز 64/4/20 در منطقه عملياتي قدس 3 بيات عراق همراه با جمعي از برادران همرزم به لقاءالله پيوست . يادش گرامي و راهش پررهرو باد .

از اخلاص و اخلاقيات شهيد بخرد مي توان گفت كه از منظم ترين به گفته دوستان و آشنايان و حتي معلمين و بچه هاي سادات بود . او هميشه با وضعي مرتب و ظاهري آراسته به پيراستگي صفاي درون نيت پاك و عمل خالص و ذكري بي ريا چه در خانه و چه در مدرسه شهيد بسيار كوچك نظر و اهل دل معني و ذكر نماز بود . او داراي باطني الهي بود به شكلي كه تعلقات دنيايي نمي توانست در او اثر منفي داشته باشد . وي با قدرت ايمان حق را از باطل و نور را از ظلمت تشخيص مي داد .

دوستان ولايت دوست و دشمنانش را دشمن مي دانست زيرا اعتقادش اين بود كه ولايت فقيه استمرار حركت انبياء است طوري كه كليه اعضاء و جوارح او قرآني و چشم و گوش و عقل او را قفل قرآني زدند و باز شدن آن جز با كليد قرآن امكان نداشت .

روحش شاد و راهش مستدام و يادش گرامي باد .

والسلام

منبع : بنیاد شهید وامور ایثارگران استان کهگیلویه وبویراحمد

 

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده