شهدای تیر
خدايا شهادت مى دهم كه تويكائى و شريكى ندارى و شهادت مى دهم كه على (ع) جانشين به‌حق رسول تو محمد(ص) است . خدايا مرا لياقت ده تا از شمار امت محمد(ص )باشم.


نام شهید: قلي

نام پدر: فرجعلي

تاریخ تولد: 1344

محل تولد: امامزاده علی(ع)

تاریخ شهادت:64/4/20

محل شهادت: هورالعظیم

زیارتگاه :زادگاهش

 

وصیتنامه

اذا جاء نصرالله و الفتح  و ارئيت الناس يدخلون فى دين الله افواجا + فسبح بحمدربك و استغفره انه كان توابا .

چون هنگام يارى خدا وفتح و پيروزى فرا رسيد در آن روز مردم را بنگرى فوج فوج داخل دين خدا مى شوند پس در آن وقت خداى خود را حمد و ستايش كن و از او طلب آمرزش و مغفرت كن كه او بسيار توبه پذير است .

اكنون دومين بار است كه به جبهه مى روم واميدوارم كه اين آخرين وصيت نامه ام باشد . خدايا شهادت مى دهم كه تويكائى و شريكى ندارى و شهادت مى دهم كه على (ع) جانشين به‌حق رسول تو محمد(ص) است . خدايا مرا لياقت ده تا از شمار امت محمد(ص )باشم خدايا تو را شكر مى كنم كه مرا هدايت كردى كه به جبهه بروم واما مرگ مسئله ايست كه به سراغ همه جاندار خواهد آمد ولى مرگ در انسان به دو نوع تقسيم مى شود يكى مرگ در رختخواب يا ذلت و ديگرى شهادت در راه خدا و پيدا كردن سعادتش و چون ما درس شهادت را از سرور آزادگان حسين (ع) آموختيم بايد درس را بطور كامل بفهميم يعنى برداشتى درست از درس شهادت كرده باشيم و چون درس امام حسين را فهميديم نبايد در رختخواب ذلت بميريم و اما انسان مؤمن بايد اول فكر بطور عميق كرده و بعد عمل نمايد اما انسانهائى هستند كه فكر را براساس احساسات بيان كرده و برخواسته قلبشان كار نادرست انجام مى دهند كه اينطور انسانها فانى هستند كه تاريخ بخوبى از آنها ياد نخواهد كرد و من با عشقى كه به خدا داشته ام اگر لايق باشم بسوى او خواهم رفت اما اين عشق را به آسانى بدست نياوردم بلكه شخصيتهائى ديده ام كه خود و خداى خود از آنان خبر داريم . اى امت اسلامى وحدت و يكپارچگى خودتان را حفظ كنيد شهادت مرگ با افتخارى است كه شهيد با آگاهى كامل به اين كه درچه راهى و براى چه هدفى قدم بر مى دارد انتخاب مى كند و در راه رسيدن به آن از تمامى هستى خود ميگذرد . من نيز با درك اين كه اسلام در خطر است و احتياج به كمك و يار ی ماها دارد قدم در اين راه گذاشتم و به اميد پيروزى اسلام به جبهه نور عليه ظلمت اعزام مى شوم و اى امت اسلامى دعا به جان امام را فراموش نكنيد و جبهه ها را از نيروى انسانى و مالى پرنگاه داريد . اميدوارم در مقابل دشمنان اسلام چون كوه ايستاده و براى بى خبران از اسلام نمونه اى باشم كه رغبت آنان را به اسلام عزيز جلب كنم و ما براى استمرار انقلاب اسلامى ايران بايد همچنان آماده باشيم و قربانيان بيشترى بدهيم و دشمن اين را بداند كه بالاخره روزى انقلاب اسلامى توسط فرزندان خويش ما در خواهد شد . انتظارم از مردم اين است كه اين فهم دادن به دشمن را سرعت بخشند مردم بايد خودشان پيش مرگ انقلاب باشند نكند روح ما را هواى نفس ما را استشمام كند كه ادامه دهنده خودسدهاى جلوى شما را پر مى كند و راه را برايتان مى كند و سدهاى ناچيزى را جلوى شما مى نهد كه با آن مورد آزمايش خداوند واقع خواهيم شد كه انشاءالله از اين امتحان بخوبى و روسفيدى بيرون آئيد و روى ما را نيز سفيد كنيد . ما هرچه شهيد بيشتر به پيشگاه خداوند متعال هديه كنيم باز كم است پس اگر كسى خواست كه قدمى در راه خداوند متعال بردارد كه نتيجه اش سعادت است جلوى او را نگيريد اگر جلوى او را بگيريد خداوند از شما روى بر مى گرداند و خدا نكند كه يك همچون روزى شود كه خداوند متعال از ما روى بر گرداند . من كه هم اكنون عازم جبهه جنگ عليه باطل و مبارزه با صداميان كافر هستم از شما پدران و مادران مى خواهم جلوگيرى از فرزندانشان به جبهه نكنيد و اى كاش من چندين جان داشتم تا بيشتر كشته مى شدم و بيشتر با صداميان مبارزه مى كردم ولى افسوس كه يك جان بيشتر ندارم و اين جان ناقابل را هم در راه خداوند عزيز مى دهم و اكنون وصيتى دارم به شما پدر و مادر عزيزم . از شما پدر و مادر عزيزم مى خواهم كه از فرزندتان راضى باشيد و مرا ببخشيد از تمام كارهائى كه تا حال كرده ام و شما از آن رنجيده خاطر شده ايد من كه با عشق به ديدار خداوند متعال شتافتم از همين چيز اين دنيا بجز عيات خوشم نيامد و من خود راهى را مى روم كه در آن هدف الله و آرمان شهادت را قرار داده ام و هرچه با شتابتر در اين راه قدم بر مى دارم . پدر و مادر عزيز از شما مى خواهم كه بعد از كشته شدن من به دلدارى من گوش كرده و هميشه خندان باشيد . دعا كنيد كه فرزندى در راه خدا و اسلام و وطن اسلامى هديه نموده اى پدر و مادرم عزيزم مى دانم كه زحمات زيادى برايم كشيديد اما موفق نشدم كه جبران كنم از شما مى خواهم كه حق حلالى كنيد و از خواهران و برادران و اقوامان مى خواهم كه برايم ناراحت نباشيند زيرا كه تمام جانداران جهان مى ميرند پس چه بهتر كه راه حسين (ع) را ادامه بدهيم و از اين راه كشته بشوم .

از پدر و مادر و برادران و خواهران و وابستگان عاجزانه مى خواهم كه مرا ببخشند و هرجا كه پدر و مادرم گفتند قبرم را بگذاريد ، دوستان و آشنايان را سلام مى رسانم و مخصوصا همكسان را سلام مى رسانم واز سپاه پاسداران انقلاب اسلامى منطقه مى خواهم كه سرى به خانه ما بزنند و آنها را دلدارى كنند .

خدايا خدايا تا انقلاب مهدى خمينى را نگهدار

والسلام

 

منبع : بنیاد شهید وامور ایثارگران استان کهگیلویه وبویراحمد

 

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده