توصیه شهید نردعلی حسینی به هم وطنان
برادران و خواهران پيروزى شما در گرو سه چيز است، اول اعتقاد و ايمان به خدا و بندگى در برابر او و نفى تمام عبوديتها،دوم وحدت و يكپارچگی و پرهيز از تفرقه و نفاق كه خواست دشمن است و سوم اطاعت بى چون وچرا از رهبرى بيدار و تزلزل ناپذير امام خمينى که در مقابل ابرقدرتهاى شرق و غرب ایستادگی کرده اند.


 شهید نردعلی علی حسین  سال 1344 در کت، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان بهمئی استان کهگیلویه و بویراحمد متولد شد و 27 تیر 64 در جزیره مجنون به درجه رفیع شهادت رسید. پیکر ایشان در روستای خارستان به خاک سپرده شده است.

در ادامه بخش از وصیتنامه این شهید گرانقدر را باهم میخوانیم:


بسم الله الرحمن الرحيم

ان الذين آمنـوا و هـاجرو و جاهدو و فى سبيل الله باموالهم و انفسهم اعظـم درجه عندالله فاولئك هم الفائزون

با درود و سـلام بر رهبر كبيــر انقلاب اسلامى امام خمينى و درود به همه رزمنـدگــان اسـلام و درود فراوان به تمام خانواده شهدا كه فرزنــدان خـود را شجاعانه به ميدانهاى نبرد فرستادنـد و مردانـه در راه خدا پيكار كرده تا اينكه به درجــه شهــادت نائل آمدند و بــه نـام خـداونـدى كـه آفـريننـده تمــام مخلوقات روى زمين از آدم تا تمام پرندگان و غيره مى باشد ، خداوندا بنده حقير ناچيزت را جز بندگانى قرار بده كه تو را يافتند و شناختند و پس از شناخت عاشق شدند و در راهت فدا و در آخرت تو خود خون بهاى آنها را خواهى داد خداوندا بجز اين خون ناقابل به درگاهت كه خود نيز امانتى است نزد ما چيز ديگرى ندارم كه تقديم راهت سازم ، بارالها اين خون را قبول درگاهت فرما يا رب العالمين . ما يا پيروز مى شويم و يا شهيد ، در هر دو حال‌پيروزيم (اما خمينى(ره)) .

سخنی با امت اسلامی

سخنى چند هرچند نارسا با جهان مستضعفين بخصوص امت اسلامى ايران دارم . برادران و خواهران تنها پيروزى شما يعنى پيروزى اسلام نه وطن و ملت در گرو سه چيز است اول اعتقاد و ايمان به خدا و بندگى در برابر او و نفى تمام عبوديتهاست. دوم در وحدت و يكپارچگى شما و پرهيز از تفرقه و نفاق كه خواست شيادين و ضد انسانيت و بندگى خداست ، سوم در اطاعت بى چون وچراى از رهبرى بيدار و تزلزل ناپذير امام خمينى که در مقابل ابرقدرتهاى شرق و غرب ایستادگی کرد.

اطاعت از امام

به كليه برادران و خواهران توصيه مى كنم كه اطاعت از امام را هيچوقت فراموش نكنيد چون خداوند در قرآن سوره نساء آيه 51 توصيه مى كند كه يا ايهاالذين آمنوا اطيعوالله و اطيعوالرسول و اولى الامركم ، اى اهل ايمان فرمان خدا و رسول را اطاعت كنيد پس اطاعت از رهبر بر همه ما واجب است و اگر روزى رهبر كبير انقلاب دستور داده اند كه جبهه هاى حق عليه باطل احتياج به نيرو دارند بايد همگى خود را براى اين امر مهم آماده سازيم همانطوريكه پيامبر در جنگهاى احد ، خندق و ساير جنگها به ياران خود دستور جنگ مى داد لذا از كليه برادران دينى تقاضامندم كه قدر اين انقلاب را بدانيد كه از خون هزاران شهيد و معلول و زخمى به اينجا رسيده است و از همان زمانى كه در جبهه هاى جنگ شركت مى كرديد الان هم همانطور استوارتر و با قدمى راسختر جبهه ها را پركنيد و نگذاريد اين شياطين شرق و غرب انقلاب اسلامى ما را به باد فنا بكشاند بجنگيد و بكشيد تا كشته شويد مگر شما برادرانى كه تا حال انقلاب كرديد دوست داريد زير بار ستم باشيد ؟ خير انشاءالله بنده اى كه آزاد آفريده شده آزاد هم بايد زندگى كند همانطوريكه در نهج البلاغه مولا على (ع) مى فرمايد ، لاتكن عبدغيرك و قدرجعك الله حرا مى فرمايد بنده ديگران نباش كه خداوند تو را آزاد آفريده است .

سخنی با خانواده

چند وصيت به پدر و مادر وخواهران و برادرانم : بارى پدرجان ترا به خداوند بزرگ كه آفريننده همه ماها مى باشد قسمت مى دهم كه با قلبى پاك مرا ببخش و نكند خداى ناكرده حرفى يا عملى از شما سرزند كه امام و ديگر ياران من را ناراحت و نگران كنيد و شما تا آنجائى كه توان دارىد به رزمندگان پرتوان اسلام آن نگهبانان قرآن و دين كمك نمائيد و اميدوارم كه در نمازهاى شب و روز خود دعا براى رزمندگان مخصوصا طول عمر براى امام عزيزمان بكنيد و حسين وار جسد پاكم را در آغوش بگيريد و در منطقه خود دفن نماييد . بارى پدرجان اميدوار است كه زياد برايم ناراحت نباشيد و بر روى خاك من از كليه برادران تقاضا كنيد كه هركس از پسر من ناراحتى ديده آن را به خداى تبارك و تعالى ببخشيد و اى مادر عزيزم اى مادرى كه در شبهاى سرد زمستان و آن لالائى كه در آن شب دراز به پاى گهواره من خوانده بودى و آن روزها ى تابستان كه گرمترين و داغترين روزها بودند خود را به زحمت انداختى تا اينكه پسرى را بزرگ كردى و تقديم اسلام و جمهورى اسلام و قرآن نمودى ، بارى مادر عزيزم اميدوارم كه فاطمه گونه بر روى خاكم عزادارى كنيد نكند كه لباس سياه برايم بپوشى بلكه پرچمى سبز يا سياه بر بام ساختمان مان نصب كنيد ، اميدوارم كه زحمتهاى شما را در روز قيامت جبران كنم و از اينكه نتوانستم در اين عمر كوتاه مدت جبران كنم مرا به بزرگوارى و شيرى كه از پستان عزيزت خورده بوده ام ببخشيد . وصيتى دارم به كليه برادرانم برادران عزيزم اميدوارم كه همانطوريكه در انقلاب و در جبهه ها قبلا نقش داشته ايد الان هم نقش بيشترى داشته باشيد و اسلحه را به زمين نگذاريد تا اينكه دشمن شكست خورده صدام را شكست بدهيد انشاءالله در پايان همه برادران و خواهرانم را به صبر و استقامت در راه خدا توصيه مى كنم و نويد مى دهم كه پيروزى نزديك است و دوستان و آشنايان و مخصوصا مادرم را وصيت از من كه با شنيدن خبر شهادتم كه آگاهانه راه آن را انتخاب كرده ام شيون و زارى نكنيد و شاد و خوشحال باشيد من از خداى  خود مى خواستم كه هفت جان به من بدهد و آن هفت جان را در راه او بدهم . . . . تمام عمر من فداى يك لحظه از عمر امام و هميشه گوش به فرمان امام باشيد.


اى دوست گلى به يادگارى بفرست

                                                          گرگل نبود شاخه خارى بفرست 

 از بهر خدا نه از بهر دل من

                                                         اين نامه كه مى رسد جوابى بفرست

همه از رفتن من گريان و من خوشحالم

                                                        همه از ماندن من خوشحال و من گريانم 

 آبها رفتند و ريگها مى ماندند 

                                                        دوستان رفتند ولى خاطرات مى ماندند  

 

منبع : بنیاد شهید وامور ایثارگران استان کهگیلویه وبویراحمد

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده