آغاز دوره دبيرستان شهيد مصادف با دوران اوج گيري انقلاب اسلامي بود و شهيد جاودان با توجه به مطالعاتي كه در زمينه مسائل اسلامي داشت دانش آموزي آگاه و مومن از جمله فعالترين و پيش تازترين دانش آموزان در دوران انقلاب به شمار مي رفت.

به گزارش نوید شاهد کهگیلویه وبویراحمد،شهیدضربعلي جاودان در خرداد ماه 1343در خانواده اي فقير چشم به جهان گشود،پدرش مشهدي كاكاخان مردي معلول و شكسته حال در عين فقر و تنگدستي با سواد كمي كه داشت با دين و قرآن آشنا بود. با وجود فقر مادي چراغ ايمان در اين خانه روشن بود .اين پدر بزرگوار در همان اوايل كودكي فرزندش سعي كرد با همان سواد كمي كه داشت به فرزند دلبندش قرآن خواندن را تعليم دهد و به اين طريق سعي در تربيت اسلامي فرزند برومندش ميكرد به اميد آنكه فرزندش در آينده انساني مومن ولايق و همكارو ياوري براي او در مسائل و مشكلات زندگي باشد.حقا چنين كرد و چنين شد.

دوران تحصیل شهید:

شهيد جاودان در سن پنج سالگي به مدرسه رفت و مشغول به تحصيل شد.با شوق و علاقه شديدي كه به تحصيل داشت در دوران تحصيل از دانش آموزان با استعداد مدرسه بود شهيد در سال 1353دوران ابتدائي را تمام كرد و وارد مدرسه راهنمائي شد.كه اين دوران دوران شكوفائي فكري و نبوغ سرشار او بود و نقطه عطف و آغاز تحولي در زندگيش . او خودمسئول كتابخانه مدرسه بود و عضو كتابخانه شهر و در اين فرصت كتب مختلفي را مطالعه ميكرد و درباره اسلام مطالب تازه اي مي آموخت و تابستانها كلاسهاي قرآن واصول عقايد اسلامي براي جوانان و نوجوانان تشكيل ميداد و اين خود زمينه اي را فراهم آورد تا شهيد جاودان در دوران انقلاب فعاليت آگاهانه و چشمگيري داشته باشد. شهيد جاودان بعد از پایان دوره راهنمائي در سال 1357 وارد دبيرستان شد و در دبيرستان دكتر بهشتي (شريعتي) سابق تحصيلات خود را با فعاليتي بيش از بيش ادامه داد .

دوران انقلاب :

آغاز دوره دبيرستان شهيد مصادف با دوران اوج گيري انقلاب اسلامي بود و شهيد جاودان با توجه به مطالعاتي كه در زمينه مسائل اسلامي داشت دانش آموزي آگاه و مومن از جمله فعالترين و پيش تازترين دانش آموزان در دوران انقلاب به شمار مي رفت كه به خصوص از طريق پخش اعلاميه هاي امام و نوشتن مطالبي بر عليه رژيم ستمشاهي بر روي ديوارهاي شهر و تظاهرات ضد رژيم نقش فعال و چشمگيري داشت .بعد از پيروزي انقلاب اسلامي شهيد در حالي كه اشتغال به تحصيل داشت فعاليت هاي مذهبي خود را سخت تر و آگاهانه ادامه داد و از مؤسسين انجمن اسلامي در دبيرستان بود و ضمن مطالعه كتاب ارزشمند اسلامي براي مردم و دانش آموزان در مسجد و دبيرستان و مكانهاي ديگر سخنراني ميكرد و مقالاتي ارزشمند مي خواند .

تابستانهای شهید:

تابستانها در جهاد سازندگي در بخش فرهنگي فعاليت چشمگير و مخلصانه داشت . ناگفته نماند كه شهيد جاودان خود يك ارگان تبليغاتي و فرهنگي در راه اسلام بود ، شهيد جاودان در اوقات فراغت به كار مي پرداخت و پدر وخانواده نيازمند خود را كمك می كرد و از بار گران پدر معلولش تا اندازه اي ميكاست در اين دوره شهيد جاودان با نبوغ و مطالعاتي كه داشت سعي وافر در هدايت مردم و دانش آموزان داشت و با كساني كه مخالف اسلامي بودند به بحث و جدل فكري مي پرداخت در دوران دبيرستان مراسم صبحگاهي را به گونه اي مخلصانه و منحصر به فرد و هدايت كننده برگزار مي نمود و در حقيقت قسمتي از مسئوليتهاي مهم دبيرستان را به عهده داشت و لحظه اي كسالت و سستي در كارش پيش نمي آمد.شهيد جاودان با وجود فعاليت چشمگير تبليغاتي و اسلامي شاگردي با استعداد و فعال بود،او اهل مطالعه و تحقيق و تبليغ بود و حتي عشق و علاقه او به عقيده و راهش مانع تأثير فقرمادي بر فعاليتهايش نمي شد.و بالاخره در سال 1361 در رشته علوم تجربي موفق به كسب ديپلم گرديد،بعد از دوره دبيرستان ارتباط خود را با جهاد سازندگي حفظ نمود،و مدتي در اين ارگان در بخش فرهنگي مشغول فعاليت شد و همچنين دعاي توسل و سخنراني در اكثر خانواده ها ي شهداء برگزار ميكرد و در اين مدت به فرا گرفتن جامع المقدمات پرداخت كه اسلام را بخصوص قرآن  را از ريشه و اساس بفهمد و همچنين بعد از اخذ ديپلم دوره جديدي در مطالعات او پديد آمد ،و دوره فراغت را در كنجي به مطالعه كتب اصيل مي پرداخت.

 زمان جبهه رفتن :

سرانجام با انتخابي عاشقانه و در مرحله اي حساس در تاريخ براي نبرد عليه حزب عليه كافر بعث عراق راهي جبهه مبارزه با كافران بعثي شد و در جبهه جنگ دو رسالت مهم را بر دوش گرفت، يكي آموختن و ديگري اسلحه بر دوش گرفتن. 

شهيد جاودان درمدت كوتاهي كه در جبهه بود با آگاهي و خلوصي كه داشت توجه ساير رزمندگان را به خود جلب كرد بطوري كه او اقدام به گشايش كلاس ايدئولوژي براي رزمندگان كرد و بدين طريق رسالت تعليم را در جبهه هم به عهده گرفت و در آنجا هم معلم دين بود و هم سرباز و پاسدار فداكار ، در مدتي اندك محبوب قلوب رزمندگان جبهه گرديده و سرانجام اين چهره مومن و مخلص در تاريخ 20شهریور سال 62 در اثر تركش خمپاره دشمن در محل غرب كردستان مجروح و يك روز بعد يعني 21شهریور سال 62  در بيمارستان باختران به لقاءالله پيوست .

در مسلخ عشق جزء نكو را نكشند

               روبه صفتان زشت خود را نكشند

گرعاشق صادقي زكشتن مگريز

                                 مردار شود هر آنكه او را نكشند  

منبع : بنیاد شهید وامور ایثارگران استان کهگیلویه وبویراحمد

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده