شهید "شكرالدين بادياد" می گوید :نگذاريد كه سلاح از دست افتاده ام را دشمن اسلام و مسلمين بردارند و با شما بجنگد.

به گزارش نوید شاهد کهگیلویه وبویراحمد،شهید شكرالدين بادياد در شهريور ماه سال 1349 در تيرابگون يكي از روستاهاي محروم و مستضعف سرفارياب در دامن مادري از طايفه سادات امامزاده علي چشم به جهان گشود. وی در 5مهرماه سال 65 در جبهه مهران به شهادت رسید. پیکر پاکش را در زادگاهش به خاک سپردند.

گذری بر وصیتنامه شهید:

بسمه تعالي

الهي ارزقني توفيق شهادت في سبيل الله يا ابراهيم زمان

با درود بيكران بر حضرت مهدي( عج) با سلام ودرود بر ابراهيم زمان و اين پرچمدار راستين اسلام حضرت امام امامت و با درود فراواني بر تمامي انقلابيون و مسلمانان ايثارگري كه در گوشه و كنار دنيا بر عليه كفر  واستكبار جهاني بر خاسته اند و با سلام و درود بر امت ايثارگرمان علي الخصوص مفقودين و معلولين و خانواده معظم شهداء و اسراء كه با صبر عظيم خود همچون كوهي استوار در برابر تمامي خطوط غير خدايي و تمامي سياستهاي الهادي دنيا مقاومت مي كنند .

اين چند كلمه از وصيت برادر كوچك شماست هر چند كه ناقابل است براي ملت غيور ايثارگر قهرمان مخصوصاَ روستاي نيرآبگون عرض مي كنم ابتداء بايد ميثاق خود را با خداي خويش ببنديم و بگويم كه خدايا به يكتايي خودت سوگند مي خورم كه من فقط براي رضاي تو و براي عمل به امر تو براي خورسندي تو قدم به جبهه گذاشتم خدايا به يكتايي خودت قسم من آگاهانه اين راه را انتخاب نمودم و برگزيدم و قدم به صراط مستقيم تو گذاشتم تا شايد رسالتي كه بر دوشم بود حمل كرده به منزل رسانده باشم به جبهه رفتم تا بتوانم همگام ديگر همرزمان عزيزان سنگر نشين بتوانم خدمتي در راه خدا و اسلام بكنم رفتم تا به دنياي استكباري شرق و غرب بفهمانم كه تا زماني كه قطرات خون پاك جوانان اين مرز و بوم در حال جوش و خروش است هيچ گونه تجاوزگر و غارتگري نمي تواند چشم و طمع به اين ميهن عزيز اسلامي ما بيندازيد به جبهه رفتم تا آن شعاري كه شب و روز در خيابان يا كوچه و صحرا و دشت مي دادم و با اشتياقي كه به رهبر بستم عملي سازم و آن شهادتين كه اوقات نماز در مساجد بر زبانم جاري نمودم به مرحله عمل برسانم آري با توفيق از يگانه منجي عالم بشريت و انسانيت گام به اين سبيل الله گذاشتم و آرزو داشتم يا اميدوارم بودم كه از حول و قوه الا يزال و يلزال الهي به آرزوي نهايي خود كه همانا شهادت في سبيل الله لقاء الله است برسانم تا چند صباحي كه دراين سراي فاني زيست كردم مفيد و سودمند براي سراي باقي روز آخرتم باشد ولي وصيت ديگر من به ملت است . عزيزانم اگر چه من قابليت پيام و نصيحت به شما را ندارم اما بر اساس وظيفه و رسالتم بايد همگي شما را به قرآن سوگند دهم كه از حضرت امام عزيزمان و بزرگوارمان متابعت و پيروي نمائي به سخنان گهربار تاريخي ايشان در رابطه با تمامي مسائل جهاني گوش فرا دهيد و در تمامي لحظات زندگي به فرمان او باشيد و ثانياَ وحدت و اتحاد خود را حفظ نمائيد زيرا كه تفرقه و افتراق وحدت و اتحاد شما را از بين مي برد و نماز جمعه در شهرها هر چه با شكوهتر برگزار نمائيد و اين نماز باعث تقويت قلوب تمامي مسلمين جهان باعث ترس و وحشت و اضطراب قلوب دشمنان مسلمين مي شود .پس ملت عزيز اتحاد وحدت خود را حفظ نمايد : ثالثاَ امت عزيز روحانيت حقيقي وارسته متعهد اين پرچمداران راستين اسلام در هر زمان پشتيباني كنيد زيرا كشور بدون از روحاني مانند جامعه اي برون طلب است وصيتي ديگر دارم به كشاورزان عزيز و هميشه در صحنه كه كشاورزي خود را ادامه دهند تا وضع اقتصاد كشورمان را به خود كفائي و براي قطع وابستگي به شرق و غرب جهاني ادامه دهند : زيرا كشاورزان عزيز هر دانه گندم يا حبوباتي را در زمين مي كارند نقشي بمبي را دارد كه در ميان ظلم استعمار منفجر مي شود . و استكبار و قدرتمندان را به خاك خون   مي كشاند من از كشاورزان استدعا دارم كه تلاش و كوشش خود را ادامه دهند و از دمداران هم همين طور وصيتي به پدر و مادرم دارم كه نتوانستم فرزندي سودمند و مفيدي براي شما باشم مرا به بزرگواري خودتان ببخشيد پدر و مادرم مي دانم كه براي فراهم نمودن وسايل زندگي من رنج و زحمتهائي زياد كشيديد و توقع و انتظاري از من در آينده داشتيد ولي از اينكه نتوانستم انتظار شما را برآورد بكنم مرا به بزرگواري خودتان ببخشيد وصيت ديگر به كلية عمويان روستاي تير آبگون دارم اين است هر بدي از من ديده ايد خودتان به بزرگواري خودتان آن را ببخشيد وصيتي ديگر به برادران و خواهران اين است كه برادران حسين وار و خواهران زينب وار باشيد      مي دانيد كه شهادت من افتخاري براي شما هم در اين دنيا و هم در آخرت باشد و شما هم بتوانيد همچون برادران شهداء راه من را ادامه دهيد و نگذاريد كه سلاح از دست افتاده ام را دشمن اسلام و مسلمين بردارند و با شما بجنگد سلاح من را برداريد و تا قطرات خوني كه در رگ داريد با دشمنان مبارزه نمايد.  راهم را ادامه دهيد تا اينكه كوردلان بدانند كه تا زماني كه برادران سلاح از دست افتاده برادرش را بر مي دارد مي جنگد و اسلام هميشه پيروز و سرافراز است انشاءالله وخواهران عزيز گرچه نتوانستم خدمتي براي شما انجام دهم ولي بايد شما حجاب اسلامي خود را رعايت نمايد همچون زينب (ع)كه در كربلا بر روي جنازة برادرش امام حسين (ع)     مي گفت خدايا اين قرباني در اين صحراي كربلا امروز از ما قبول كن : بايد بپذيريد خواهران شما در زندگيتان روش زينب و فاطمه (ع) را سر مشق خود قرار دهيد و فرزنداتان را تربيت اسلامي بدهيد .

 والسلام عليكم و رحمته الله و بركاته .

خدايا خدايا تا انقلاب مهدي خميني را نگهدار .

منبع : بنیاد شهید وامور ایثارگران استان کهگیلویه وبویراحمد

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده