شهید " جانعلی ریواز " در وصیت نامه اش خطاب به جوانان آورده است : مبادا در غفلت بميريد، كه على (ع) در حال عبادت شهيد شد .

به گزارش نوید شاهد کهگیلویه وبویراحمد،شهید جانعلى ريواز سال 1351 چشم به جهان گشود . وی در تاریخ 2 آبان سال 66 در جبهه دوقلو به شهادت رسید. پیکر پاکش را در روستای پراشکفت به خاک سپردند .


مبادا در غفلت بمیرید!

گذری بر وصیتنامه شهید:

ابتدا سلام بر پدر و مادرم  كه مرا آنطور كه صلاح جامعه بود و  به نحو  احسن تربيت نموده اند تا اينكه بتوانم راه و روش و سیره پيامبر (ص) و سالار شهيدان را ادامه دهم . اين تربيت شمابود که  باعث شد تا  چگونه زيستن و چگونه مردن را بياموزم .

شهادت بهترین آرزوی آدمهای مومن و متعهد است

در مرحله اول بايد فكر و انديشه نمود كه از چه راهى و با چه هدفى بايد رفت.  شهادت بهترين آرزوى آدمهاى مؤمن و متعهد بوده و هست . مرگى كه در راه خداى عزوجل باشد باعث سعادتمندى خويش مى گردد .شكر آفريدگارى  كه آفريد زمين و  آسمان را و همچنين گردش شب و روز را احياء نمود وانسان را از نطفه بوجود آورد و براى او رهبرى عالي قدر كه راه  را از بى راهه  مشخص نمود .

بدانيد كه سرانجام به دنياى ديگر خواهيد رفت و به عمل خود گرفتار خواهيد شد پس چرا ماندن را بر مردن ترجيح دهيم آنهم چه عدم و مردنى . مرگى كه در راه خدا باشد. چرا حسين وار راه اسلام را طى نكنيم تا شايد ما بنده هاى گناهكار در محكمه الهى سرافكندگى نداشته باشيم . تا اينكه هم حقى را اداء  كرده باشيم و هم بتوانيم در روز جزاء  ياورى همچون حسين(ع) داشته باشيم كه باعث شفاعت ما نزد خداى سبحان شود.

اكنون كه من فردى از  اين آب و خاك هستم و اين مرز و بوم  مورد تهاجم دشمن قرار گرفته است فكر كردم ماندن در روستاى خودمان برايم چيزى نمى شود. بايد رفت و برادران دينى خويش را از تهاجمات رژيم ضد خدا نجات داد.  چون امام فرمود هركس توانائى جنگيدن را دارد در اين نبرد شركت كند. اين بنده حقير به نداى امام لبيك  گفته ام و به جبهه ميروم تا شايد راه سعادت و خوشبختی كه همان شهادت است نصيبم شود. چون اگر در زمان حسين(ع)كه مى  فرمود (هل من ناصرينصرنى) و كسى نبود كه به نداى او جواب دهد اكنون من مى خواهم كه به نداى فرزند او لبيك گويم و به يارى اسلام و مسلمين بشتابم .

مرگ با عزت را انتخاب کنید

اى جوانان مبادا مرگ در رختخواب  را انتخاب نمائيد . چون مرگ در رختخواب جز ذلت چيزى نمى باشد . مبادا در حال بى تفاوتى بميريد زیرا که  على اكبر و على اصغر و قاسم در حال جنگيدن در راه حق و حقيقت شهيد شدند. در حال غفلت مردن را انتخاب نكنيد كه على (ع) در حال عبادت شهيدشد .

اى مادران عزيز مبادا از  رفتن فرزندانتان به ميدان نبرد جلوگيرى نمائيد كه فرداى روز قيامت در محضر خدا نمى توانيد جوابگوى حضرت زينب باشيد كه آن همه شهيد  را تحمل نمود.

برادران و خواهران استغفار و دعا را از ياد نبرید كه بهترين درمانها و تسكين دردها است  . هميشه به ياد خدا باشيد و در راه او قدم برداريد و هرگز دشمنان خدا در بين شما تفرقه نيندازند و  شما را از روحانيون متعهد و مؤمن جدا نسازند اگرچنين بشود روز بدبختى مسلمين و روز خوشبختى ابرقدرتها است .

حضورتان را در جبهه ثابت نگه دارید

حضورتان را درجبهه هاى حق عليه  باطل ثابت نگهداريد و بیشتر خود را با  حالات امام تطبيق نمائيد و تلاش و سعى كنيد كه بزرگى و عظمت وى را بيابيد و صداقت و اخلاق خود را همچنان حفظ كنيد.

اگر فيض شهادت را كسب كردم آنانكه پيرو خط سرخ  امام  حسين (ع)هستند بر جنازه من حاضر شوند و بقيه كه پيرو خط سرخ انبياء و حسين (ع) نيستند بر جنازه من حاضر نشوند. اما باشد كه شهداء آنان را محو و نابود سازند و به محبت الهى نزديكشان نمايند .

سلام مرا به رهبرم برسانید

سلام  مرا به رهبر عزيزم برسانيد  و بگوئيد كه تا آخرين خونی که دربدن دارم سنگر اسلام را رها نخواهم كرد . با خداى خود پيمان مى بندم كه در تمام عاشوراها با حسين (ع) همراه  باشم و  سنگر اسلام را رها نخواهم كرد تا موقعيكه همه احكام اسلام در زير پرچم اسلام و امام زمان به اجرا درآيد.

اما مادرم مى خواهم هنگاميكه جسد مرا آوردند گريه و زارى نكنيد چون دشمنان قرآن خوشحال  مى شوند و با گريه نكردن شما مادر عزيزم ، كمر دشمنان خم ميگردد.  وقتى كه مى رويد كنار  قبرم با شمع هاى روشن قلبم را روشن نمائيد و با شعار خدايا خدايا تا انقلاب مهدى خمينى را نگهدار روح بنده را شاد كنيد .

منافقين و كوردلان شرق و غرب بفهمندكه كوركورانه اين راه را انتخاب نكرده ام.دشمنان بدانند كه چيزى غير ازشهادت همراه خود نخواهم برد بلكه با بصيرت و آگاهى اين راه مقدس‌ را انتخاب نمودم.

حلالم کنید

از پدر  و  مادرم و خواهران وبرادرانم و همچنين از اقوامان خويش مى خواهم اگر بدي ازمن ديده اند  كه فكر مى  كنم  كه همه اش بدى بوده مرا به بزرگوارى خودشان عفو  و بخشش نمايند و اين دم آخر مرا حلال كنيد چون چيزى از دست بنده حاصل نمى شود جز يك خواهش :  در پايان ازبرادران عزيز معلم ودانش آموزانی كه در سنگر مدرسه همكلاس بوديم  تقاضا دارم كه اگر شما را اذيت  نمودم مراببخشيد و از اينكه من درميان شمانيستم ناراحت  نباشيد چون رفتن را به ماندن دراين دنيا فانى ترجيح داده ام.

"الهى من لی غيرك "  خدايا به غير ازتوكسى را  ندارم و به غيراز تو كسى را پرستش نخواهم كرد . خداوندا چشمم كور و زبانم لال و گوشهايم را كر نما تا هيچ كارى را كه عليه رضاى تو باشد نه بشنوم و نه بگويم و نه ببينم‌.

اگر لياقت شهيدشدن را داشتم قبر مرا در كنار برادرم آزاد هدف بگذاريد كه به قول قرآن كريم به درستى كه خداوند حق كسى را ضايع نمى كند. 


چند  قطعه شعر  ازشهيد جانعلى ديواز:

اگر تيرمسلسلهاشكافند سينه ما را 

                                                     محال است  جدا سازيم دست بيعت  باروح الله را

  قدرت  عشق بنازم كه سرافرازم كرد 

                                                     عاقبت به عشق اسلام پاسدارم كرد 

 تو اى مادرمكن گريه كه اكنون من بسى شادم 

                                                 نمردم زنده هستم  من ز بود رنج تو در يادم 

خدايا از تومى خواهم كه موقع جان دادن  كلمه شهادت بر زبانم جارى شود .

منبع : بنیاد شهید وامور ایثارگران استان کهگیلویه وبویراحمد

 

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده